أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )
736
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )
( 4 ) . چنين است در نسخهء الف : بنو . 723 . عكّوب 1 پولس : [ اين ] گياه خاردار است . ابو حنيفه مىگويد كه اين « كنگر » است و در جايى ديگر مىگويد كه برخىها آن را « كبر » 2 و برخى ديگر « حرشف » مىنامند . ( 1 ) . مترادف حرشف - ارتيشو ، كنگرفرنگى - Cynara scolymus L . ؛ ميمون ، 154 ؛ عيسى ، 6419 ؛ I , Low ، 411 ؛ II , Vullers ، 579 ؛ II , Dozy ، 155 ؛ يا Silybum marianum Gaertn . ؛ سراپيون ، 203 ؛ عيسى ، 16915 ؛ II , Dozy ، 155 . در نسخهء فارسى حذف شده است . ( 2 ) . الكبر - چنين است در نسخهء اصلى . 724 . علك الانباط 1 اين « علك بطم » 2 است . به رومى طرابينثوس 3 ، به سريانى ريطينى 4 ، نيز دعتادبطما 5 ، دعتادارزا 6 ، دعتادشغارى 7 [ ناميده مىشود ] ؛ به فارسى جك 8 ، نيز بنزد 9 است . پولس و ابو الخير در المتن 10 مىگويند كه صمغ بطم به سريانى راتينج 11 [ ناميده مىشود ] . صهاربخت : بهترين علك - علك بطم است . جالينوس : در يك نسخه علك سرو هميشه سبز 12 ، علك صنوبر كوچك و بزرگ 13 همگى باهم « راتينج » 14 ناميده شدهاند . ابو الخير : مردم عراق همه گونههاى علك را ، به استثناى 15 مصطكى و كندر ، « علك نبطى » مىنامند . ابو معاذ : بشكجه 16 و علك البطم - صمع حبة الخضراء است . حمزه : فشكزد 17 - علك نبطى است . ديسقوريدس 18 : يكى از [ گونهاى اين علك ] سفيد و شفاف شبيه شيشه است و بوى خوشى مانند [ بوى ] ميوههاى بطم دارد . مىگويند كه اين علك ، مصطكى نيز هست ، لكن [ مصطكى ] رومى و اين نبطى است . اين علك چون برشته يا كهنه شود ، آن را با مصطكى مىآميزند و هنگامى كه [ مخلوط ] خشك يا جامد شود ، شبيه [ مصطكى خالص ] مىشود ؛ اين كامان گداخته است كه با آن زخم را مىچسبانند 19 .